درس هفتم
three scotchmen
three scotch went to church. everything was fine until the collection basket was passed.i
they immediately whispered for a while and solved the difficulty . one fainted, and the other two carried him out.i

|
فورا |
immediately |
کلیسا |
church |
|
نجوا کردن |
To whisper |
خوب |
fine |
|
حل کردن |
To solve |
جمع آوری |
collection |
|
غش کردن |
To faint |
زنبیل |
basket |
|
|
|
گزراندن-عبور دادن |
To pass |
سه اسکاتلندی
سه اسکاتلندی به کلیسا رفتند همه چیز خوب بود تا اینکه سبد جمع آوری (اعانه) رسید .
آنها بلافاصله برای لحظه ای نجوا کردند و مشکل را حل نمودند.
یکی از آنها غش کرد و دو نفر دیگر او را بیرون بردند .
